تبليغاتX
نه چندان جدی! :: هادی کحال زاده


دوشنبه 14 آبان1386
آهنگران اوین

توی این اوضاع و احوال، یه چیزی که به نظرم کم داریم و کلی حال می ده داشتن یه آقای آهنگرانه! تادر رثای اوین شعر بخواند و شوری بیافریند . که "اوین منتظر ماست بیا تا برویم" یا "ای اوین ای اوین ما داریم می اییم" و .... فقط اگه بود کلی حال می داد. درب اوین همچنان بازه و ملت شریف در حال تردد.بچه های علامه، امیر کبیر تا اکراد و اقوام، تا بچه های آقای منتظری و اقمار مشارکت و زنان و دانشجویان و روزنامه نگاران و ... دیروز با جهاندار صحبت می کردم. می گفت عادت کردیم به زندان و حبس می کشیم.از غذای بد زندان می گفت. تصورش هم برام دشواره که سالها پس از ترک غذای بد دانشگاه و خوابگاه ، حال دوباره مجبور بشیم غذایی بدتر از ائن رو تو زندان تجربه کنیم! اما چون می گذرد غمی نیست

امروز خبر دلارام  علی رو خوندم. شیرین عبادی از شاهرودی خواسته تا مانع از اجرای حکم بشه و دلارام عزیز به زندان نره. واقعا متاسف شدم. به گمان دلارام قربانی جسارتش و کینه توزی دشمنانش شده، ذهنم مدام مشغوله که نکنه حکم اجرا بشه و دلارام بخاطر پافشاری روی موضع حقش و برای ضرب شست نشان دادن به دیگران دو سال و نیم حبس را متحمل بشه. دلارام دختر خوب و مهربون و اکتیو دانشگاه ما که همیشه پر از انرژی و نشاطه و  تازگی ها ازدواج کرده. و دوستان جز خیر و دوستی چیزی از او سراغ ندارند. امیدوارم که فقط معروف و مشهور باشه، تنش ساز و دلش خوش و زندگیش پر نشاط، از زندان و بلا دور باشه و خنده اش مستدام!

+ [12:14 PM ]