<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>نه چندان جدی!</title>
<link>http://hkahal.blogfa.com/</link>
<description>از سیاست، اقتصاد و زندگی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 07 Nov 2009 21:23:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>برای نفیسه و حجت عزیزم</title>
<link>http://hkahal.blogfa.com/post-175.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;نمی شه از زندان و زندانی نوشتن خلاص شد. گویی گریزی از یاد دوستان نیست و هر دمی و ثانیه ی خبری می آید و دوستی به بند گرفتار می شود. داشتم لیست اسامی مطلب پیشین را می خواندم دیدم که وای چه اسامی از قلمم افتاده از محمودیان تا حسین نورانی نژاد و دیگران، بعد هم علی سمیع زاده و حالا هم محمد صادقی و حسن اسدی و البته علی ملیحی که الحمدالله فعلا مشکلی نداره و بالمال حجت و نفیسه!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نمی دانم برای حجت چه بنویسم وقتی که نزدیک ترین دوست چند ساله اخیرم در بند گرفتار شده، نمی دانم از چه کلماتی برای نفیسه استفاده کنم که سالهاست همچو خواهرم می ماند و حلقه بسیار نزدیک خانودگی مان با مهدی و حجت قوام یافته، مانده ام کلمات به ذهنم نمی اید. مدام دل نگران نفیسه ام و ناراحت حجت، چند روزی در آن ایام سخت در کنار هم آواره بودیم و مدام حجت نفیسه را حرص می داد که بابا زندان ماله مرد است و من مثل همیشه آتش افروزی می کردم و دعوا درست می کردم تا همه مان بخندیم و خوش باشیم. کیمیا هم به خوبی مفهوم زندان را فهمیده ، مدام می پرسد چرا نفیسه و حجت به زندان رفته اند. گاهی که من اذیت می کنم می گوید بابا اگه اذیت کنی می گم آقا دزده بیاد و تو رو به زندان ببره. گویی مفهوم زندان رفتن برای کیمیا هم واژه ی آشنا شده گویی فرزندان این دیار را فراقی از این مصیبت نیست.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;   &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 432px; HEIGHT: 337px&quot; border=1 hspace=0 alt=&quot;حجت الله شریفی و نفیسه زارع&quot; align=baseline src=&quot;http://i35.tinypic.com/jjad5t.jpg&quot; width=480 height=369&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;شرمنده ام از این همه ناتوانی برای نوشتن، کاش می شد لسانی بلیغ و  قلمی رسا داشت تا هر آنچه از درونم شعله می کشد و مرا می سوزاند بیان کنم و بگویم در درونیم چه غوغای به پاست. برای حجت و نفیسه نوشتن و یادی از بچه های احمد زید نکردن و کلامی از خانواده عبدالله نیاوردن و غمی برای خانواده حسن نخوردن هم بی معرفتی است. نمی دانم چگونه چنین شد و دوستانم همه به یک یک گرفتار خباثت و جهالت جائرین و اشقیا شدند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نفیسه مدام از زیاد نوشتن من ایراد می گرفت ولی نمی توانم نگوییم که در تمام دوران دانشجویی و فعالیت های سیاسی پس از ان در انجمن علامه تا ادوار ، نفیسه مطمئن ترین و با صداقت ترین عضو انجمن بود. هنوز صدای لهجه زیبای مادرش در گوشم هست که دل نگران او بود. نفیسه زحمت کشی بی ادعا و پر تلاش بود. همیشه راز دار و مهربان بر ما بود و هست و حجت هم از سال ۸۰ تاکنون نزدیکترین دوست و برادرم محسوب می شود. همیشه با محبت ، پرکار ، دوست داشتنی، فعال و پرانرژی ، خوش فکر و زحمت کش بود. این روزها چقدر دلتنگ آنها شده ام. نمی دان چه بنویسم می خواهم کاری بکنم ، اما چه می شود کرد. چه می شود گفت  نمی دانم شرمنده ام از این همه عجز و امیدوار به رهایشان، امیدوار به سامان گرفتن ایام ، به بازگشت و پشیمانی مستبدان زمانه ، امیدوار به خجالت کشیدن آنان از خود، از وطنشان، از مردمان و هم کیشانشان ، امیدوار به آزادی حجت الله شریفی، نفیسه زارع کهن، محمد صادقی، حسن اسدی، علی سمیع زاده، مهدی شیرزاد و برادرش، محمد حسین نعیمی پور، حسین نورانی نژاد، مهدی محمودیان، محمد ملکی؛ احمد ریدآبادی، عبدالله مومنی، و همه دربندان جور و ظلم به امید آزادیشان&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 07 Nov 2009 21:23:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hkahal&amp;postid=175</comments>
<dc:creator>hkahal</dc:creator>
<guid>http://hkahal.blogfa.com/post-175.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>به امید آزادی دوستان دربند</title>
<link>http://hkahal.blogfa.com/post-174.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;خیلی وقت است که با خودم کلنجار می روم که برای دوستان دربند مطلبی بنویسم. دوره های پیش هر از چندی مطلبی و یادی می نوشتم و شاید توجهی نمی شد و یا ملامتی در پی داشت و شاید این دفعه به دلیل کثرت دوستان دربند ، نوشتن جداگانه بسیار دشوار است. هنوز فرصتی نرسیده و نتوانسته ام به خانه عبدالله بروم و از بس که دیر شده شرمنده خانواده عبدالله و زید هستم که نشده تا برای عرض ادب به خدمتشام برسم. عبدالله دوستی که اگرچه با اختلافات چند همراه بوده اما از سال ۷۹ از نزدیک می شناسمش و خانواده اش را همچون خانواده خود می دانم. فردی شجاع و زحمتتکش که وقت بسیاری برای فعالیت هایش می گذاشت و رابطه بسیار نزدیکی با هم طی دوران گذشته داشته ایم. احمد را شاید اولین بار در سال ۷۶ در ایران فردا دیدم و سال ۸۰ همسفرش بودم برای یزد و شیرینی کلامش و صداقت و صفایش بس مجذوب کننده بود و طی این سالها ارتباط بسیار نزدیکی با او داشته ام.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;باری نزدیک بود با هم همسفر دیار باقی شویم و خدای رحم کرد و نجات یافتیم. دو سه روز پیش از بازادشتش به شوخی گفتم من مانده ام از کار مهدیه خانم که چگونه تو مرد خونسرد و ریلکس را تحمل می کند، پدرش چریکی تمام عیار و از اعضای اصلی مجاهدین اولیه بود و مادرش هم همچو شوهر، چریک بود و عامل فراری دادن اشرف دهقان از زندان ستمشاهی بود. من مانده ام مهدیه خانم با آن همه روحیه مقاومت و مبارزه و پدر و مادری چریک و مبار چگونه چنین مرد آرام و خونسردی را تحمل می کند . به من گفت من هم یک پا چریکم و به موقعش از همه چریک تر هستم. و چه زود به عینه این همه توان و مقاومت را در او دیدم. حمد مردی عجیب اخلاقی، ملایم، دوست داشتنی ، پر تحمل و صبور بود و چقدر عاطفی و ملی، یک روز کلمهی نقد دوستی را پیش من کرد و مدتها از خدا بابت این کلام عذر خواهی کرد که وای بر من چه بد گویی کردم و من مدام توجیه می کردم که نه نقد کردی، چه سخت در شب ۲۱ ماه رمضان در ستایش علی می گریست و چه شاگرد مقاوم و دوست داشتنی در مکتب علی هست.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ابراهیم امینی دوستی که در جریان دستگیری مهندس موسوی با او آشنا شدم و دوستی مان به واسطه حضور در خانه احزاب قوت گرفت و با همسفری در کره جنوبی بسیار مستحکم شد. همیشه مهربان و دوست داشتنی و زحمت کش بود تقریبا اکثر زحمت پیگیری مشکلات دوستان از طریق آقای کروبی بواسطه او انجام می شد همیشه خنده رو، خوش اخلاق و مهربان و انرژی دهنده بود و البته هست. امینی انصافا زحمت زیادی برای دوستان دربند می کشید و من همواره از بایت زحماتی که به او می دادم شرمنده بودم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;کیوان صمیمی ، مهربان صبور بی توقع و زحمت کش بود، خودش و زندگیش رو وقف مبارزه و تلاش برای دموکراسی نموده بود همیشه در خانه اش باز بود و رویش گشوده، مهربان و صمیمی و اگر مشکلی و مساله ی و اختلافی وجود داشت، کیوان سنگ صبور همه بود و البته هست و چه جانانه ایستاده. محبت فراوانی به من داشت و همیشه شرمنده محبت ها و زحمات این مرد بزرگ هستم. مهدی شیرازد دوست دیگری که همیشه خنده رو و مهربان و مومن بود. مهدی به یکی از دوستان مشترکمان می گفت نمی شود من رو با خود ببری لبنان تا در کنار حزب الله شهید شوم و البته به شوخی به او گفتم مهدی جان  الان فرصت خوبی برای شهادت نیست والد معظم در قدرت نیست و نهایتا شهردای اصفهان به زور شاید اسم کوچه بن بستی در اطراف اصفهان را به نام شهید مهدی شیرزاد بزند، صبر کن تا اگر پدر به قدرت بازگشت شاید خیابانی سهم تو شود. مهدی می گفت به مرتضوی و ابوترابی در جمع بندی دوران زندانش در آن تابستان سخت  سال ۸۲ گفته که ما&lt;EM&gt; لابن ادم و الفخر&lt;/EM&gt;:&lt;EM&gt;اوله نطفة&lt;/EM&gt; و &lt;EM&gt;اخره جيفة&lt;/EM&gt;،لا يرزق نفسه و لا يدفع حتفه . فرزند ادم رو چه به فخر فروشی، اولش نطفه ی بد بو و آخرش جسدی گندو و نه می تواند روزی خودش را بدهد و نه می تواند از مرگش جلو گیری کند. مهدی بشدت مهربان و مذهبی بود و البته هست. آخرین بار در لباس دادمادی دیدمش&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;محمد حسن نعمیی پور پسر خاله مهدی، انسانی متواضع و سخت کوش، اهل دانشکده اقتصاد بود و دانشجوی ستاره دار شده بود که الحمدالله دانشگاه مجبور شد تا به او اجازه تحصیل را بدهد. او هم همچو مهدی بسیار دوست داشتنی مذهبی و متواضع بود گویی هیچ سنخیتی با آقازاده گی نداشتند و بسار فروتن و سخت کوش بودند و البته هستند. عطا تهرانچی را هم توی ترم پیش شناختم سر کلاس درس بودم که خودش و مرامش و علاقه اش به اصلاحات را بیان کرد. دانشجوی خوب و مهربان و دوست داشتنی بود که افتخار تدریسش را یافته بودم. مصطفی تاج زاده را که دیگر همه می شناسند. روحیه پشت کار و محکمیش برای ماها درس بزرگی است علیرغم اختلافات سیاسی، مصطفی تاج زاده الگو مناسبی در سخت کوشی و مبارزه سیاسی است.خوب می خواند خوب کار می کند و اگر هدفی را انتخاب کند سخت بدنبال ان است انتخابات مجلس هفتم با دفترچه کوچکی به این ور آن ور می رفت و هر نکته و نقدی را از زبان هر کسی یادداشت می کرد و البته تلاش داشت پاسخ بگوید روحیه بسیار خوب و اخلاقی بسیار مهربان و تواضعی مثال زدنی! محمد ملکی، استاد بزرگی که همواره علیرغم همه مشکلات جسمی و همه ی سختی ها و مرارت های که در زندان دهه ۶۰ کشیده، در کنار دانشگاه بود. بی تکبر هر دعوتی را اجابت می کرد و همه جا برای تسلی دادن و به مقاومت فرا خواندن حاضر بو و هست&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;این اوصاف را که گفتم ، هنوز هم در وجود این دوستان وجود دارد و هست. هنوز هم عبدالله شجاع و سخت کوش است، احمد مقاوم و با صفا و ملایم و دوست داشتنی است. کیوان صمیمی مهربان و سخاوت مند و بی ادعاست، ابراهیم امینی، بزرگوار و شوخ و باا مرام است، مهدی و محمد حسین، مومن و خنده رو و دوست داشتنی هستند و عطا تهران چی عزیز هم مودب و با وقار و مومن به مرام اصلاحات. مصطفی اج زاده هنوز داغ بر دل مستبدان و بدخواهن ملت ایران می گذارد، محمد ملکی استوار و پابرجا  بر سر مرام و منطق آزادی خواهانه اش ایستاده&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;شاید بتوان بگویم انهم &lt;EM&gt;فتیه آمنوا بربهم&lt;/EM&gt; وزدناهم هدی؛ و ربطنا علی قلوبهم اذقاموا  هستند. به امیدی آزادیشان و نشستن خنده بر لبان خانواده هایشان، و  حضور پر صلابت در جامعه ما &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 27 Oct 2009 22:05:01 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hkahal&amp;postid=174</comments>
<dc:creator>hkahal</dc:creator>
<guid>http://hkahal.blogfa.com/post-174.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خبرگزاری ایرنا و خیار شور</title>
<link>http://hkahal.blogfa.com/post-173.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;دوستی امروز تماس گرفت و خبر خبرگزاری جمهوری اسلامی را در مورد &lt;A href=&quot;http://www.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=723378&quot; target=_blank&gt;انتخابات خانه احزاب&lt;/A&gt; را برایم خواند. خبر را که دیدم واقعا برای بزرگترین، اولین و با سابقه ترین خبرگزاری کشور که روزگاری حرفه ی ترین خبرگزاری کشور نیز بود متاسف شدم. خبرنگار غیر محترم و گزارش نویس مشنگ این خبرگزاری که ظاهرا بد جوری از رای اوردن اصلاح طلبان سوخته از باب اینکه هر شب والده مکرمشان برای با نمک شدن در پیت خیار شور ایشان رو می خوابانند تا مزه ای بر دارند و قابل تحمل شوند و البته کمی هم مورد توجه قرار بگیرند، افاضه فضل فرموده و مزه ریختند که &lt;EM&gt;کاندیدای متواری، عضو شورا شد&lt;/EM&gt; و از من نقل قول نموده که:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&quot;هادي کحال زاده عضو شوراي مرکزي سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (دفتر ادوار تحکيم وحدت) يکي از حاضرين در اين نشست بود که کانديدا شد و راي هم آورد. وقتي از او پرسيده شد مگر شما در زندان نبوديد؟ در پاسخ گفت نه من فراري هستم، دنبالم بودند ولي پيدايم نکردند، درادمه وقتي از او پرسيده شد اگر اينطور است، چطور الان به به مجمع عمومي خانه احزاب آمديد وي گفت ديگر آبها از آسياب افتاده فکر نکنم مرا بگيرند&quot;. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;و کلی هم دروغ و رطب یابس بافته تا مزه ی ریخته و دماغ سوخته و ... سوخته شان را مرهمی نهد. واقعا باعث تاسف است. از نبود ذره ی اخلاق و انصاف و شعور، جالب آنکه من نه چنین سخنی گفته ام و نه مصاحبه و گفتگوی با خبرگزاری داشته ام و به دلیل بیماری و بی حالی و رعایت سرایت سرما خوردگی خود با کسی صحبت هم نمی کردم و ترجیح می دادم با عذر خواهی کمتر حرف بزنم و فاصله با دیگران را حفظ کنم. نمی دانم خانم به قول کیهان ص .ن خبرنگار ایرانا این دروغ ها را از کجایش درآورده ! این رمالی و ذهن خانی رو چگونه انجام داده و چنین گزارش سخیفی را ارائه کرده که من ابدا چنین روایتی که این خونگ لوک از جلسه ی مجمع عمومی خانه احزاب ارائه نموده ندیده ام. نه کسی سخنی از تقلب برده و نه کسی تقلب کرده و نه سطح جلسه و افراد حاضر در اجلاس چنان که خبرگزاری دولت گفته بی ارزش و کم مقدار بوده است. حضور ۸۰ درصدی احزاب کشور و توام تمامی جناح ها با افراد شاخص خود، گواه بر وزانت آن دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;شان یک رسانه از بودجه عمومی بقدری پایین آورده شده که مخیلات ذهنی و توهمات کودکانه و خاله زنانه خبرنگاری در خروجی آن قرار می گیرد. خبرگزاری که روزگاری آقای فریدون وردی نژاد ریاست آن را به عهده داشته و شخصیت های بزرگی را در فضای رسانه ی کشور تربیت نموده و دفاتر متعددی در سرتاسر جهان دارد، امروز به چنان پرت و بلا گفتن افتاده بزرگترین نسشت سیاسی و حزبی کشور را در گزارشی سراسر کذب به استهزا می گیرد و با ادبیاتی سخیف می کوشد شکست  دوستان خودشان را کمرنگ جلو دهند. کاش به حاشیه ای اصلی این نشست توجه می فرمود و آن هم لیست چهارمی بود که به عنوان احزاب وفادران به احمدی نژاد توزیع شد و آقای بیادی با خنده جلو توزیع آن را گرفت و لیست را برای دوستان خود برای خنده می برد نیز یادی می شد. هر چند که انتظاری هم از این خبرگزاری نیست کل انا یترشح بما فیه از کوزه همان تراود که در اوست&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 10 Oct 2009 02:39:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hkahal&amp;postid=173</comments>
<dc:creator>hkahal</dc:creator>
<guid>http://hkahal.blogfa.com/post-173.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دو تا موضوع بی ربط</title>
<link>http://hkahal.blogfa.com/post-172.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;دو تا موضوعی که توی این چند روز من و خیلی قل قلک داد تا یه چیزی در موردش بگم داستان مذاکرات ایران و آمریکا و دیگری موضوع برخورد با منتقدین آقای حداد عادل در دانشگاه تهران بود. در مورد آقای &lt;A href=&quot;http://hkahal.blogfa.com/post-99.aspx&quot; target=_blank&gt;حداد عادل&lt;/A&gt; قبلا هم گفته بودم امیدوارم پیگیری برای برخورد با دانشجویان منتقد از سوی ایشان شایعه باشه. هر چند شاید انتظاری از ایشون نیز با سابقه گذشته اشون بیش از این نیست. چون بنده کاشونی هستم و اوضاعم خوب نیست و کلی اموالم در توقیفه ترجیح می دهم حرفی نزنم و الا تمایل داشتم یه نامه ی براشون نویسم و .... ولی عرض کردم چون اهل کاشانم فقط این حرف هامو توی دلم می گم! بالاخره این هم از شانس آقای حداد عادل!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;موضوع بعدی هم موضوع مذاکراته. من امیدوارم این مذاکرات به نتیجه خوبی ختم بشه و روابط ایران و غرب بازسازی بشه و ایران بتونه با امریکا بعد از سالها مشکل مشکلات خودش رو حل کنه و رابطه برقرار کنه. به نظرم مهم نیست این کار توسط چه کسی انجام بشه مهم نیست که در کوتاه مدت ممکنه که دامنه سرکوب داخلی رو بالا ببره و یه پیروزی و برون رفت برای شرایط کنونی برای مخالفان جنبش سبز از شرایط موجود تلقی بشه، مهم اینه که ایران از انزوا بتونه بیاد بیرون ، داستان تابو رابط بشکنه و ایران عضو مسئولیت پذیری در جامعه جهانی بشه، تعهدات بیشتری رو به عهده بگیره&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به نظر من اگه مشکل ایران با امریکا حل بشه، اولا  نگرانی و توهم نسبت به اینکه غرب بدنبال سرنگونی حکومت است مرتفع خواهد شد در نتیجه خیلی دیگه موضوع دشمنی با امریکا موضوعیت نخواهد یافت و البته فشار بر روی اپوزسیون از نظر تبلیغاتی کمتر خواهد شد و خیلی برچسب امریکایی بودن هم شاید جواب نده . اگه توهم توطئه کم بشه شاید رفتارها اروم تر بشه، وقتی که قرار بشه ایران در جامعه جهانی مسئولیت پذیر بشه ممکنه که رفتارها مقداری ملایم تر بشه، شاید بخشی از این رفتار خشن ناشی از ترسیدن و توهم از نقشه سرنگونی توسط دیگران است که می تونه یه رابطه خوب با امریکا این مشکل رو مرتفع کنه و به علاوه باعث ریزش بخشی از پایگاه اجتماعی طرف مقابل هم ممکنه بشه بنابراین به نظر من برقرای رابطه و داشتن نتیجه مثبت مذاکرات برای همه ی ماها خوب خواهد بود و یادمون نره که تحریم های شدیدتر کمر مردم و ضعفا رو می شکونه و خدای نکرده جنگ علاوه بر ضربه کاری به زیر ساخت های اقتصادی و توسعه ی ما می تونه فاتحه جنبش سبز رو نیز بخونه&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ببخشید اگه خیلی این نوشته های من منظم نیست. توی این چند ماه تنها چیزی که نوشتم یه آگهی ترحیم بوده &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 05 Oct 2009 08:37:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hkahal&amp;postid=172</comments>
<dc:creator>hkahal</dc:creator>
<guid>http://hkahal.blogfa.com/post-172.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دوباره سلام</title>
<link>http://hkahal.blogfa.com/post-171.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;طی این مدت سعی کردم مطلب تازه ای ننویسم تا فضا مقداری اروم تر بشه. می گن در دوره ی فتنه باید هره شتر بود ، نه سواری داد و نه سوار شد  و یا نه شیر داد و اجازه داد که دوشیده بشی و نه شیر کسی رو دوشید. شاید این هم برگرفته از فرهنگ تقیه ی ما ها باشه. فرهنگی که خیلی اجازه نمی ده تا گرد خاک وقایع نخوابیده شلوغ بازی درآورد و داستان درست کرد حالا من هم به سیاق همون فرهنگ ترجیح دادم توی مدت این چهارماه به جز این پست قبلی که از استاد شجریان بود چیزی ننویسم. الحمدالله اوضاعم داره به روند عادی بر می گرده و امیدوارم اوضاع کشور به روال خوبی برگرده و همه زندانی ها و دوستان عزیزم خصوصا احمد زیاد آبادی عزیز، عبدالله مومنی، ابراهیم امینی، و کیوان صمیمی و مابقی به زودی آزاد بشند و در کنار خانواده به ادامه کارهای سابقشون بپردازند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;تصمصم دارم که مطالب وبلاگ رو هر از چند گاهی به روز کنم. توی این چهارماه و اندی تنها نوشته ی من یه متن آگهی ترحیم ! برای یکی از اقوام بوده و نه درس خوندم، نه کتابی  و نه کار مفیدی، تنها سریال لاست lost رو دیدم و دهها فیلم هالیودی رو و خیلی متاسفانه حوصله نوشتن نداشتم.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 04 Oct 2009 08:38:01 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hkahal&amp;postid=171</comments>
<dc:creator>hkahal</dc:creator>
<guid>http://hkahal.blogfa.com/post-171.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تفنگت را زمین بگذار...</title>
<link>http://hkahal.blogfa.com/post-170.aspx</link>
<description>&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;شما رو میهامان شنیدن صوت داوودی شجریان می کنم. به آرزوی صلح و آرامش و خوبی برای همه، آرزویی سعادت و سلامت برای میهن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;تفنگت را زمین بگذار...&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;تفنگت را زمین بگذار&lt;BR&gt;که من بیزارم از دیدار این خونبار ناهنجار&lt;BR&gt;تفنگ دست تو یعنی زبان آتش و آهن&lt;BR&gt;من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان‌کن&lt;BR&gt;ندارم جز زبان دل، دلی لبریز مهر تو،&lt;BR&gt;تو ای با دوستی دشمن!&lt;BR&gt;زبان آتش و آهن&lt;BR&gt;زبان خشم و خونریزی ست&lt;BR&gt;زبان قهر چنگیزی ست&lt;BR&gt;بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن شاید&lt;BR&gt;فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید&lt;BR&gt;برادر گر که می‌خوانی مرا، &lt;BR&gt;بنشین برادر وار&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تفنگت را زمین بگذار،&lt;BR&gt;تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو&lt;BR&gt;این دیو انسان‌کُش برون آید.&lt;BR&gt;تو از آیین انسانی چه می‌دانی؟&lt;BR&gt;اگر جان را  خدا داده ست&lt;BR&gt;چرا باید تو بستانی؟&lt;BR&gt;چرا باید که با یک لحظه، غفلت، &lt;BR&gt;این برادر را&lt;BR&gt;به خاک و خون بغلطانی؟&lt;BR&gt;گرفتم در همه &lt;BR&gt;احوال حق‌گویی و حق‌جویی...&lt;BR&gt;و حق با توست&lt;BR&gt;ولی حق را ــ برادر جان ــ &lt;BR&gt;به‌زور این زبان نافهم آتش‌بار&lt;BR&gt;نباید جست...&lt;BR&gt;اگر این بار شد  وجدان خواب &lt;BR&gt;آلوده‌ات بیدار&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;آواز &lt;A href=&quot;http://shajarianfans.com/&quot; target=_blank&gt;محمد رضا شجریان&lt;/A&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://rs70.rapidshare.com/files/274980875/Zaban_Atash.mp3&quot; target=_blank&gt;دانلود از اینجا&lt;/A&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 04 Sep 2009 21:42:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hkahal&amp;postid=170</comments>
<dc:creator>hkahal</dc:creator>
<guid>http://hkahal.blogfa.com/post-170.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تعطیلی وبلاگ در انتخابات</title>
<link>http://hkahal.blogfa.com/post-168.aspx</link>
<description>&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;تقریبا در تمام دوره ی شور انتخابات ترجیح دادم چیزی ننویسم و امروز که انتخابات در حال برگزاری است، امیدوارم نتیجه دلخواه همه بدست بیاد. این انتخابات از لحاظ مختلفی با گذشته تفاوت داشت و تاثیرات زیادی بر فضای سیاسی ایران خواهد گذاشت. اول آنکه اولین باری بود که اقتصاد به استراتژیک ترین موضوع  مناقشه تبدیل شده بود. دوم اینکه مطالبه محوری و طرح مطالبات از سوی اقشار مختلف از کاندیدا ها کاملا مشهود بود. یعنی گرفتن رای از مردم دشوار تر شده حتی احمدی نژاد تلاش داره با توزیع پول بین مردم اونها را به رای دادن متقاعد کنه این یعنی اینکه دیگه سخت می شه به ملت شعار تحویل داد و وعده سر خمن داد همه دنبال گرفتن سهم خودشون از سفره قدرت هستند هر کس به اندازه بضاعتش و یا بدنبال مطرح شدن خواسته ها شونن. سوم اولین باری بود که یک چنین شوری با شعوری جامعه ایران رو گرفته بود درگیری خیلی کم بود و وقتی ساعت تبلیغات هم تموم شد دیگه مناقشه ها تموم شد و این خیلی جالب بود یعنی نوعی مدنیت در رفتار ملت قابل مشاهده بود&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;احمدی نژاد با اشتباه خودش جامعه ایران رو یه دور دیگر سیاسی کرد و اگه موسوی رای بیاره و امید دوباه ی شکل بگیره سوختی برای جنبش های اجتماعی حداقل تا 4 سال دیگه تهیه شده. کافی است یک درصد از این جوانهای که توی خیابون بودند جذب دانشگاه بشند و سیسای بشند. جنبش دانشجویی موترش دوباره روشن می شه و اون همه بگیر و ببند و اذیت و ازر نیروهای امنیتی تاثیرش رو از دست می ده.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 12 Jun 2009 07:13:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hkahal&amp;postid=168</comments>
<dc:creator>hkahal</dc:creator>
<guid>http://hkahal.blogfa.com/post-168.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بی خیال دعوا</title>
<link>http://hkahal.blogfa.com/post-166.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;روزهای انتخابات همیشه یه شور و انرژی خاصی آزاد می شه و انشاء الله که هم انرژیش مثبت باشه و هم نتیجه اش به نفع کشور و مردم! من که دیگه اعصابم خورده از این همه نگاه ایدلوژیک مخالفان ایدولوژی، برای من جالبه که آدم ضد ایدولوژیکی نیستم و توصیه به نگاه غیر ایدولوژیک به انتخابات دارم. اما کسانی هستند که با ژست ضد ایدولوژیک، کاملا ایدولوژیک به موضوع انتحخابات نگاه می کنند. انگار که چپ بودن زهر ماره و یا راست بودن ذنب لایغفر، موسوی بخاطر حمایتش از بوژوازی ملی از تولید ملی، بخاطر تیم اقتصادیش از جانب راست های افراطی با احمدی نژاد مقایسه می شه و تند ترین ترش رویی ها در موردش رواداشته می شه انگار که اعتقاد به یک ایدولوژی گناه بزرگه و قالبشون هم معتقدند بابا این احمدی نژاد لااقل دنبال یه برنامه دست راستی مثل آزاد سازی یارانه ها توی اقتصاد بود. انگار که راست ۱۲ سال مدیریت اقتصادی دستشون نبوده ، یا نمی دونم داستان اعدام های ۶۷ مدام عین یک پوتک تو سرش خورده می شه که البته باید پاسخگویی اون باشه ولی به گمانم ما فقط برای خراب کردن اوضاع ید بسیطی داریم. من منکر ضعف ستادی موسوی، ایرادات به تیمش و عملکردش در دهه ۶۰ نیستم ولی موضوع اعدام ها نه اون بندگان مظلوم قربانی رو زنده می کنه و نه توی این مرحله چاره ساز می شه و فقط به ابقا احمدی نژاد کمک می رسونه و اساسا اون تیم اجرایی الان در اردوگاه احمدی نژادند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;روی دیگه سکه هم نق نق های از سر نا آگاهی نسبت به شخصیت کروبی است. من نمی دونم روحانی بودن و صادقانه حرف زدن چه گناهی است که کروبی مرتکب شده و چرا بخاطر لباس و یا طرز صحبت کردن که خیلی روشنفکرانه و از موضع بالا نیست اینگونه مورد هدف قرار می گیره. مگه تلاش های صادقانه آقای کروبی برای خیلی از بچه ها فراموش شده، مگه عمل گرایی آقای کروبی و اصرار بر کارهای شدنی توی جمهوری اسلامی فراموش شده، من واقعا ریا و فریب کاری در داستان آقای کروبی نمی بینیم که اینقدر بخواهند برخی ایدلوژیک بزنن آقای کروبی رو&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ما باید به یک تقسیم کار در جبهه متنوع اصلاحات احترام بگذاریم. یک سفره باز شده متنوع با غذاهای مختلف که البته شاید خیلی مغضی و کامل نباشند اما انچه شدنی است در این سفره یافت می شه. اقتصاد راست، منبع علمی اش در خدمت کروبی است و اقتصاد نهاد گرا منشا علمیش در ایران در خدمت موسوی است. حقوق بشر و اقوام با غلظت بیشتری در خدمت کروبی است و توجه به حاشیه ها و محرومین با غلظت بیشتری در خدمت موسوی است. کروبی آمده است که رای تحریم و محذوفین رو به سبد اصلاحات بریزد قطعا در این هزینه های بسیاری خواهد پرداخت و تاوان زیادی خواهد داد خود هم می داند و آمده که این کار رو بکنه، موسوی آمده دل حاشیه نشین ها رو برای اصلاحات بدست بیاورد و رای وسط و میانه رو با مشی میانه جلب کند. رای به کروبی و موسوی او.ل رای به تغییر است و دوم رای به اصلاحات . پس بهم پریدن و توهین و ترش روی ندارد و نق زدن و توهین کردن. از موسوی و کروبی باید تشکر کرد و تقدیر&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 23 May 2009 08:32:09 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hkahal&amp;postid=166</comments>
<dc:creator>hkahal</dc:creator>
<guid>http://hkahal.blogfa.com/post-166.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>به کی رای بدهیم؟</title>
<link>http://hkahal.blogfa.com/post-164.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;موضوع مصداق انتخابات این روزها بد جوری دامن همه رو گرفته و مواضع انتخاباتی افراد، منافع فردیشون و یا نزدیکی و دورشون از شعارها، جهت این مصداق ها را تعیین می کنه. اما مهمتر از اون به نظر من اصل شرکت در انتخاباته هر چند که ادم درش اکراه وجود داره و مثل یه میوه نگدی هست که نمی خواهد بخوره ولی برای اینکه دیگری نخوره و چاق نشه چاره ای جز خوردنش نیست . بنابراین به گمانم اول اصل شرکت در انتخابات و بالا بردن آماره و دوم هم موضوع تلاش برای رای نیاوردن احمدی نژاد و سوم عدم تخریب دو کاندیدای اصلاح طلب هست.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ضرورتی نداره ما انرژی و وقتمون برای اثبات برتری این دو به هم بگیم. آقای کروبی ادم با مرام و معرفتیه، همیشه هوای محذوفین رو داشته و کارآمد بوده، توی عرصه سیاسی ایران هم می مونه و بعد از انتخابات هم یه نیروی سیاسی در معادلات هست، در دفترش هم همیشه روی همه بازه و به علاوه روی خودش هم همیشه گشاده هست. شعارهای خوبی رو هم داره مطرح می کنه. بنابراین رایش می تونه معنا دار باشه.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اما به نظرم خیلی موضوع دموکراسی، موضوع انتخابات فعلی نیست، هر چند یه نیروی با پرنسیب سیاسی نمی تونه از آرمان های خودش عدول کنه، آقای کروبی  شفافیت مالی کمتری هم داره و به نظرم خیلی انسجام نظری توی تیم سیاسی و اقتصادیش و مجموعه ی که جمع کرده نداره، البته من فقط از بیرون نگاه می کنم و هیچ چیزی را کاملا اعتماد ندارم&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;موسوی از صحبت هاش معلومه که توان مدیریتی و نگاه جزیی تری توی داستان دولت داره و تمایل به آرام کردن فضا داره، ظاهرا شانس بیشتری هم برای رای اوردن داره و تیم اقتصادیش رو من بیشتر می پسندم و به گمانم توان بهتری در اداره کشور داره و رقیب جدی تری می تونه باشه، اما مواضع سیاسیش و این نا توانی ستادش و ضعف تشکیلاتش واقعا بد جوری براش مشکل ساخته، هنوز خیلی حرفی از دموکراسی نزده و این طرفی ها رو خیلی ظاهرا تحویل نمی گیره، تقریبا همه شاکی اند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به نظرم میر حسین بیشتر بدنبال رای راسته و استراتزیش اینه که رای این طرف اشکالی نداره بره طرف کروبی چون سبد اصلاح طلب ها بالا می ره و تلاش داره رای طرف راست رو بگیره. پس به نظرم باید صبر کرد تا ته داستان ببینیم چی می شه و اگه کسی هم به مصداق رسید تخطئه اش نکرد. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 09 May 2009 11:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hkahal&amp;postid=164</comments>
<dc:creator>hkahal</dc:creator>
<guid>http://hkahal.blogfa.com/post-164.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چرا تحریم نه!</title>
<link>http://hkahal.blogfa.com/post-163.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;چند رو ز پیش تعدادی از دوستان خواستند که مطلبی رو در مورد نقد تحریم یا عدم شرکت در انتخابات بنویسم. و البته سر دستونه به قول ما یه چیزی نوشتم. معتقدم که باید در انتخابات ریاست جمهوری علیرغم اکراه شرکت کرد و به هر کدوم از کاندیداهای اصلاح طلب که البته برتری خاصی نسبت به هم ندارند رای داد. فعلا این مطلب رو داشته باشید تا بعد....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;                                            چرا تحريم نه!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; خرداد هميشه سرنوشت ساز براي ما ايرانی ها، با دهمين انتخابات رياست جمهوري مقارن شده و تقريبا اجماعي عمومي براي شرکت در انتخابات در بين غالب نيروهاي سياسي و اجتماعي ایران شکل گرفته است. عليرغم حاد شدن شرايط سياسي ايران و افت اعتماد عمومي نسبت به انتخابات و آگاهي از تاثير محدود راي بر رفتار حاکميت و ساختار قدرت و همچنین نبود هیچ اميدی به آزادي و عدالت نسبي درانتخابات، هيچ عزمي براي تحريم فعال و يا عدم شرکت غير فعال در انتخابات رياست جمهوري ديده نمي شود و فارغ از تعيين مصداق، طيف گسترده اي از نيروهاي تحول خواه ايران، با پذيرش شرايط انتخابات به حضور در آن تن داده اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در حالي که در انتخابات گذشته رياست جمهوري، به دليل شکست پروژه اي اصلاحات، ضعف اصلاح طلبان، افزايش مطالبات طبقه متوسط و عدم برآورده شدن اين مطالبات، و  هچنین ضرورت اصلاحات ساختاري براي بهبود دموکراسي و حقوق بشر، و بدليل تاثير ناچيز انتخابات بر رفتار قدرت ، بخشي از نيروهاي تحول خواه به  قهر از عرصه انتخابات سوق داده شدند و جهت مشروعيت ستاني از انتخابات، و بازسازي جایگاه اجتماعی تحول خواهان و تاثير بر رفتار قدرت ، توصيه به عدم شرکت در انتخابات را  مطرح نمودند. بنابراين انتخابات نهم با مشارکت حداکثر 45 درصدي مردم برگزار شد. اما در انتخابات دهم عليرغم حفظ همان شرايط سابق، هيچ گونه توصيه و خواستي براي تحريم انتخابات ديده نمي شود. اين عدم تمايل به تحريم عليرغم حفظ مطالبات گذشته از چه روست؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در پاسخ مي توان گفت که اولا شرکت يا عدم شرکت در انتخابات هر يک ابزاري است در جهت تاثير بر رفتار قدرت، لذا در کنار شرکت موثر ، عدم شرکت موثر نيز مي تواند به همان اندازه به تغيير وضعيت موجود منجر شود، که بسته به شرايط ، هر کدام از اين گزيدارها مي تواند در دستور کار نيروهاي سياسي و اجتماعي قرار گيرد. ثانيا بسته به انتظار از نظام  و نهاد انتخابات و تعريفي که از کارکرد آن در کشور وجود دارد، مي توان نگاه متفاوتی به انتخابات داشت. به نظر مي رسد که در انتخابات دهم رياست جمهوري هم امکان ايجاد يک تحريم موثر و پرقدرت وجود ندارد و هم آنکه تعريف و انتظار از انتخابات در ايران تغيير کرده است. امکان ايجاد يک تحريم موثر در شرايط حال بدليل شرايط تحريم و نتيجه تحريم وجود ندارد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;·     &lt;B&gt;شرايط تحريم&lt;/B&gt;: تحريمي موثر خواهد بود که از شرايط مناسب براي تاثير گذاري و پرقدرتي برخوردار باشد از جمله بايد (1) تمامي جريانات مرجع بتوانند حول آن به اجماع برسند، يعني اجماع فراگير جريانات مرجع وجود داشته باشد و (2) زمينه ي پذيرش عمومي آن در بين مردم نيز وجود داشته باشد. بدين معني که جريانات مرجع توان بسيج کننده گي بالا در بين جامعه و اتفاق نظر با يکديگر داشته باشند و ايده ي عدم شرکت را عمومي کنند.(3) ابزار مناسب براي ارتباط با جامعه و همچنين اندازه گيري تعداد آراء اخذ شده وجود داشته باشد تا از يک سو بسيج عمومي حول عدم شرکت شکل گيرد و از سوي ديگر شفافيت در ميزان شرکت کننده گان و تعداد آراء اخذ شده،  بتواند ميزان توفيق آنرا ارزيابي کند. تجربه انتخابات گذشته نشان داد که نه جريانات مرجع سياسي و اجتماعي از توان بسيج کننده گي بالا در جامعه برخورداند و نه ابزار ارتباطي مناسب و يا شفافيت براي اندازه گيري درست تعداد شرکت کننده گان وجود دارد و نه ايده ي عدم شرکت مورد اقبال عمومي قرار گرفته است. لذا امکان ايجاد يک تحريم موثر براي تاثير بر رفتار  صاحبان قدرت وجود ندارد. نکته ديگر نتيجه عدم شرکت در انتخابات است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;·     &lt;B&gt;نتيجه تحريم: &lt;/B&gt;نتيجه انتخابات نهم مجوعه ي از اشتباهات شرکت کننده گان و تحريم کننده گان انتخابات و البته دست کاري در انتخابات و ... بود و نشان داد (1) بدليل آنکه تحريم فاقد نهاد پیگیر بود و مطالبات عدم شرکت کننده گان در انتخابات امکان طرح عمومي نيافت و قهر سازمان يافته و با برنامه ی منظم نبود، نه تنها زمينه ي براي تغيير ايجاد نکرد بلکه به افزايش برخورد با نيروهها نيز منجر شد و اختلافات دروني نيروهاي تحول خواه را افزايش داد، سوء تفاهم و بدبيني را بسط داد و کاهش همکاري ميان گروهي را پي داشت و هزينه ي بيشتري نسبت به منافع آن ايجاد کرد.(2) از سوي ديگر نتيجه انتخابات نشان داد که دولت اگر چه به ظاهر چيزي حدود 20 درصد از قدرت را در اختيار دارد، اما تفکر حاکم بر نهاد دولت بر کل ساختار قدرت در ايران تاثير گذار مي باشد. تصميات دولت در حوزه اقتصادي، سياسي و اجتماعي، تمامي شئون زندگي جمعي ايرانيان را متاثر از خويش مي سازد.(3) نتيجه ديگر انتخابات به نيروهاي سياسي و اجتماعي ايران نشان داد که تاکيد بيش از اندازه بر دموکراسي و حقوق بشر( اگر چه مهمترين و اصلي ترين عامل توسعه و تعالي کشور و نياز جامعه ايران است)  بدون پيش زمينه هاي اقتصادي و اجتماعي لازم، نه پايدار، نه موثر، و نه مورد توجه عمومي قرار خواهد گرفت. لذا در کنار شعار دموکراسي خواهي موضوعات ديگري همچون بهبود اقتصادي را نيز بايد مطرح می شد.(4) نتيجه انتخابات نهم شرايط اقتصادي و اجتماعي ايران را بشدت حاد نموده و بشدت توان طبقه متوسط براي پيگيري دموکراسي و حقوق بشر را تضعيف ساخته، منافع ملي ايران را در جهان با خطر مواجهه ساخته، عوارض ناگوار و بعضا غير قابل جبراني در حوزه اقتصادي و اجتماعي به بار آورده است. افت منزلت بين المللي و کاهش قدرت چانه زني کشور در روابط بين المللي، تحريم هاي اقتصادي و انزواي بيشتر ايران در جهان، ادعاهاي وقيحانه برخي از کشورهاي منطقه را براي ما در پي داشته است. و شرايط خطيري را براي منافع ملي ايران را بوجود آورده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بنابراين در انتخابات پيش رو هيچ نيروي تحول خواهي، موضوع تحريم را بدليل نبود بستر تاثير گذاري آن و نتيجه ي بدست آمده از آن دنبال نمي کند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نکته دوم آنکه  تفاوت انتخابات دهم از منظر تغيير نگاه به موضوع انتخابات و انتظار از آن است. اگر در انتخابات گذشته ، انتخابات ابزاري براي بسط دموکراسي و تعميق آن در ايران در نظر گرفته مي شد، و هدف اصلي و چشم انداز کلي بر دموکراتيک کردن ساخت قدرت و فرايندها تعلق گرفته بود،  بدليل ناکامي از کارکرد دمرکراسي آفرين انتخابات در ايران و نااميدي از ايجاد يک دموکراسي پايدار به عنوان پيش نياز اساسي توسعه ، از حضور در انتخابات در دوره گذشته چشم پوشي شد. اما امروز انتخابات فرصتي براي بازگشت عقلانيت و کارآمدي به نهاد دولت است. بدين معني که مطالبه ي دموکراسي خواهي در شرايط کنوني به مطالبه بازگشت عقلانيت به نهاد دولت تبديل شده است. در شرايط تغيير مطالبه، ابزار و رفتار ها نيز به تبع آن تغيير خواهد کرد. در شرايطي که عمدترين شکاف و تضاد در کشور تضاد آمريت _ مردم سالاري بود، انتخابات تاثیری بر آن نداشت و هژمونی مردم سالاری بر آمریت را به همراه نمی آورد  ولی رفتار دولت نهم و شرايط کنوني کشور، تضاد کارآمدي_ ناکارآمدي يا شکاف عقلانيت_ناداني را فعال نموده است و در شرايط کنوني گريزي براي طرح  مطالبه بازگشت عقلانيت به نهاد دولت باقي نمي گذارد و اين مطالبه نيز گريزي جز شرکت فعال در انتخابات ندارد. لذا با تغيير نگاه به کارکرد انتخابات مي توان انتظار شرکت در انتخابات را داشت . &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 04 May 2009 10:17:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hkahal&amp;postid=163</comments>
<dc:creator>hkahal</dc:creator>
<guid>http://hkahal.blogfa.com/post-163.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
